محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
365
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
مغيثه : ويرانهايست كه يك چاه نيز در آنجا هست . قرعاء : چند چاه بي فايده دارد . واقصة : دژى آباد دارد با چند چاه شيرين وبركهاى بزرگ كه چشمهاى در آن مىجوشد . عقبه : داراى چاههائى گود وچند ويرانه است . قاع : جائى است كه ويران شده وپيشتر آباد ومسكون بوده وچاهى نيز دارد . * زباله : دژى آباد است ، چاههائى شگفتانگيز در سنگ وچند چاه كوچك دارد . گروهى از حاجيان برخى از توشهء خود را نيز در آنجا مىسپارند . تازيان بسيار با شتر وحشيش وجز آن به آنجا مىآيند اين جايگاه خود كمكى براي حاجيان است . بطان : « 1 » چند ويرانه وچاههائى خشكيده است . ثعلبيه : يك سوم راه است . آباد با بركههاى بسيار است كه از جويها آب مىگيرد دژ آنجا ساكنانى نيز دارد ، وآب چاهش گوارا است قبر عبادي كه در آغاز اين منهل « 2 » مىباشد سنگى بزرگ دارد . اينها بودند نقاط مهم شن زار هيبر . خزيميه : چند بركهء خشكيده وچاههائى بىكار افتاده دارد . فيد : شهري كوچك است كه دو دژ ويك گرمابه وبركه با درهاى
--> ( 1 ) ص 107 : 11 ديده شود . ( 2 ) آبشخور در ص 250 به جاى واحد مسافت بكار رفته ودر اين جا به معنى منزلگاه بكار رفته است .